«عوام نمی‌دانند که مصرف و حسن این وقایع اتفاقیه در چیست؛ یا خیال
می‌کنند که دیوانیان عظام شروع به این کرده‌اند به جهت منافع و مداخل.
لکن این‌طور نیست و نباید باشد. این اخبار چیزی است. اینها به جهت
تربیت خلق است و اینکه اینها از امور دیوانی و اخبار و مناسبات دول و
منافع خاص و عام و مقتضیات عصر عالم باشند؛ و اینکه تا روزی که من
هستم نمی‌شود که این اطلاع به عامه نرسد. این روزنامه منصبی نیست که
به کسانی که از دیوان اعلی اسامی ایشان تعیین شده، به اینها برسد و به
دیگران نرسد.» قیمت روزنامه ده شاهی بود بنابراین در آن روزگار که نرخ
یک من گوشت، یک قران بود، هر شماره‌اش برابر نیم من گوشت بها ‌داشت؛ ازاین‌رو عامه مردم توان خرید
آن را نداشتند.

همچنین پخش‌کنندگان روزنامه نیز چشم داشتند که از این راه درآمدی
به دست آورند، قیمت تمام‌شده روزنامه را برای مردم بالاتر می‌برد. در
عین حال، چنانچه در صفحه اول شماره نخست روزنامه آمده ‌است: «دولت
علیه، اعضای دولت، صاحب منصبان و رعایای صادق را موظف کرده بود تا این
روزنامه را بخرند.»   حکومت خودکامه ناصری، لحن نوشتار
روزنامه را – از همان آغاز و در زمان خود امیرکبیر هم – دچار چاپلوسی
بسیار کرده بود، چنانکه از ۶ صفحه روزنامه، یک صفحه و نیم آن به اخبار
و جزئیات کارهای ناصرالدین شاه می‌پرداخت و تملق و گزافه‌گویی تا به
آنجا شیوع یافته بود که حتی تغییرات جوی و گرم شدن هوا را نیز به «یمن
وجود مبارک» ربط می‌دادند.